تبليغاتX
چه سنگین شده سایه ات

چه سنگین شده سایه ات

خدایا یه وقت خالی بده

salam

gharae  ke 22 bahman  roze valentain  ba ham  aghd konim

 mobarakemon  bashe

eshala be paye ham  pir  shim

doset darm  javadam

bavaram  nemishe akharesh  male  khodam shodi

yani  arezom  baravarde  shod?

vay  khoda mer30

 be khatere  hame chiz

doset daram  khodaaaaaaaaaaa

+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم بهمن 1388ساعت 23:11 توسط سميرا |


salam 

zendegim   az inke 2bare  ba hamim  khili  khoshhalam  vali

 midonam  ke bazam azam  joda mishi 

man  hichvaght  inghad  khoshbahkt  nistam ke bekham  tp ro  vase hamishe dashte basham

arezom  dashtanete hame kasam

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم دی 1388ساعت 17:28 توسط سميرا |


همه چیز واسه  همیشه  تموم شد

مرگ بر  جواد

مرگ  بر زندگی

۸۸/۳/۳۱ اخرین شبی که با هاش حرف زدم

 

+ نوشته شده در چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 17:17 توسط سميرا |


+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت 0:34 توسط سميرا |


 

دوستت داشتم می دونی چرا ؟ چون حس می کردم با تو عشق تو وجود من زنده شد . چون با وجود تو احساس می کردم دوباره متولد شدم . یه احساسی که تو اصلا شاید هیچ وقت نفهمی یعنی چی .

هر چی عشق و احساس داشتم به پات می ریختم . تو هم تظاهر می کردی که یه وقت کم نیاری . به خاطر همین هر روز بیشتر از دبروز دلم برات تنگ می شد . اونقدر لایق دونستمت که دو دستی قلبم رو تقدیمت کردم . تو هم به اصطلاح نامردی نکردی و دو دستی اونو چسبیدی و گفتی خوب ازش نگه دار ی می کنم مطمئن باش جای خوبی سپردیش . همیشه می گفتی من با همه ی ادم بدا فرق دارم من مثل اونا نیستم . . .

می دونی اعتماد کردن یعنی چی ؟ اعتماد خیلی سخته . خیلی . اونم تو این زمونه ی نامرد . اما من به حرفات اعتماد کردم به نگاهت و به چشمات اعتماد کردم . درست زمانی که بهت اعتماد کردم بی احساسی رو توی وجودت دیدم . دیدم که کم کم داری روی تمام احساساتم پا می ذاری . دیگه باورت ندارم . نمی خواستم اینو بگم ...

اما تو رفیق نیمه راهی بارها بهم ثابت شد . هر دفعه خودم رو دلداری دادم که همه چی درست می شه اما نه ! تو هیچ وقت نخواستی من رو بفهمی . چون هر وقت بهت احتیاج داشتم هر وقت احساس تنهایی می کردم و به دلگرمیت نیاز داشتم پشتم رو خالی کردی و من رو تنها گذاشتی ...

اینه رسم رفاقت ؟؟؟!!

کاش می فهمیدی با قبپلبی که امانت گرفتی بد تا کردی . حالا می دونم تو با همه ادم بدا فرق داری !!!

اره فرق داری . همه ی ادم بدا قلب دیگران رو یبار می شکنن اما تو روزی چند بار قلب منو می شکنی . روزی چند بار من رو می کشی و دوباره زنده می کنی . بارها روی قلب شکسته ام پا گذاشتی و له کردی و بی تفاوت گذشتی .

می دونی چیه ؟؟

نه نمی دونی .

یعنی هیچ وقت نخواستی بدونی هیچ وقت حاضر نشدی حتی یکبار بخاطر کسی که همیشه بخاطر تو غرورش رو له می کرد از غرور لعنتیت دست بکشی . دیگه می خوام دوستت نداشته باشم . شاید اینجوری یذره بتونی احساس منو درک کنی . نمیدونم ...

شایدم مثل بقیه چیزا از اینم خیلی ساده بگذری . اما این رو بدون همونطوری که تو روزی صدبار دل منو شکستی . یکی پیدا می شه که روزی هزار بار دلتو بشکنه ...

+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 14:11 توسط سميرا |


اینجا در قلب من حد و مرزی برای حضور تو نیست...

به من نگو که چگونه بی تو زیستن را تمرین کنم...

مگر ماهی بیرون از آب می تواند نفس بکشد؟؟؟...

مگر می شود هوا را از زندگیم برداری و من

زنده بمانم؟؟؟...

بگو معنی تمرین چیست؟؟؟

بریدن از چه چیز را تمرین کنم؟؟؟

بریدن از خودم را؟؟؟

مگر همیشه نگفتم که تو هم پاره ای از تن منی؟؟؟

از من نپرس که اشکهایم را برای چه به پروانه ها

هدیه می دهم...

همه می دانند که دوری تو روحم را می آزارد...

تو خود پروانه ها را به من سپردی که میهمان

لحظه های بی کسی ام باشند...

نگاهت را از چشمم برندار... مرا از من نگیر...

هوای سرد اینجا را دوست ندارم...

مرا عاشقانه در آغوش بگیر که سخت تنهام......

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 11:12 توسط سميرا |


روزگار بدیه  ادم نمی دونه  چی باید بگه

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 9:42 توسط سميرا |


دوستت دارم  جوادم

+ نوشته شده در چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 19:32 توسط سميرا |


جوادم

مرصی که  باز می گی

دوسم داری

و می خوای واسه همیشه

در کنار هم  باشیم

عاشقانه جلوت زانو می زنم

و

میگم

دوستت دارم

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت 21:53 توسط سميرا |


به  نام  خدا

می دونی گاهی اوقات  آدما  به  حدی احساس پوچی می کنند

که  فکر می کنند  خدا  اونا رو  فراموش کرده

نمونه خودم

اینقد  با  جدایی از جواد زندگیم  به  هم  ریخت

که  واقعا  خدا  رو  فراموش کرده بودم

و  امیدوارم  خدا منو  ببخشه

اون  به  من  یاد  داد  که باید  صبر داشته باشم  و   و تلاش کنم

تا  نتیجه درست  ببینم

الانم از خدا  واقعا سپاسگذارم که  جواد و به  من  داد

یعنی به  من  فرصت  داد  تا  بیشتر تلاش کنم

واسه  بدست  آوردنش

خدایا  دوستت دارم

 

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت 21:33 توسط سميرا |


سلام آقا جواد
فقط بدون سمی دیوونته .نامرد باز نیومده رفتی


بخش اصلی سایت


HOME

E-Mail
BAHAR20


لینک روزانه

لطفا جلوی قلب من پارک نکنید

بي تو هرگز
...کی میگه عاشق شدن ترس داره

آرشیو پیوندهای روزانه


آرشیو مطالب

هفته دوم بهمن 1388

هفته چهارم دی 1388

هفته اوّل تیر 1388
هفته چهارم خرداد 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته اوّل اردیبهشت 1388
هفته سوم بهمن 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته چهارم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته چهارم خرداد 1386


Authors

سميرا

یه دیوونه


لینک دوستان

بي تو هرگز (آيدا خانوم)
خوش آمدید(آقا مهدي)
طـــراح قـــالــب
*احساسی ترین نوشته ها*
کد نوحه برای وبلاگ
جاوا اسکریپت
داستان کوتاه عاشقانه
اس ام اس فارسی
free cod music Weblog
منبع کد موزیک برای وبلاگ
قالب های فوق جدید بلاگفا


فالنامه

FreeCod Fall Hafez